نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفتپرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کردخواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمدآتش شوق درین جان شکیبا زد و
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با من مِی از من و ساقی تو، پیمانه شدن با من یک بوسه ز تو کافیست، آغوش نمیخواهم یک جرعه فقط ساقی، میخانه شدن با من تو تلخی این مِی را یک کاسه تحمل کن شیرین چو لبهایت، درد
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
سرآن ندارد امشب كه برآيد آفتابي چه خيالها گذر كرد و گذر نكرد خوابي به چه دير ماندي اي صبح كه جان من بر آمد بزه كردي و نكردند موذنان صوابي نفس خروس بگرفت كه نوبتي بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
من كه مشغولم بكاردل ، چه تدبيري مرامنكه بيزارم ز كارگل ، چه تزويري مرامنكه سيرابم چنين از چشمه ي جوشان عشقخلق اگر با من نمي جوشد ، چه تاثيري مرامنكه با چشم حقارت عالمي را بنگرمسنگ اگر بر سر بكوبندم ،
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
با غمت اي آشنا هر شب همآغوشم مكن همچو موج اشك از درياي چشمم پا مكش در پي خود چون حبابي خانه بر دوشم مكن در دلم نقش هزاران داغ عشق مرده است بيش از اين در سوك عشق خود سيه پوشم مكن ساغر چشم تو سرشار است
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
پیشاپیش سال نو بدون کرونا مبارک باز کن پنجرهها را که نسیمروز میلاد اقاقی ها راجشن میگیردو بهارروی هر شاخه کنار هر برگشمع روشن کرده استهمه چلچله هابرگشتندو طراوت را فریاد زدندکوچه یکپارچه آواز شده استو
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور